موسوی بر سر دوراهی: انقلاب یا اصلاحات!!!
با سلام خدمت همه ی دوستان بزرگوار. در پست قبلی قول داده بودم که در پست جدیدم تحلیلی
از حضور سید میر حسین موسوی در عرصه ی انتخابات داشته باشم.
در آخرین روزهای سال 87 جریانهای سیاسی کشور شاهد اتفاقات و تحولات جدی بود که
آرایش گروههای سیاسی وفعالیت آنها در جهت شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم تا
حد زیادی تحت الشعاع قرار داد.
در 27 اسفندماه 87 سید محمد خاتمی با صدور بیانیه ای رسمی وبه دنبال حضورمیرحسین
موسوی در صحنه ی انتخابات, انصراف خود را اعلام نمود.

این انصراف در صورتی صورت گرفت که بسیاری از روزنامه های دوم خردادی این عمل را در
جهت حمایت از موسوی اعلام کردند ! در صورتیکه خاتمی در بیانیه خود اشاره ی صریحی به
این موضوع ننموده است.
موسوی چهره ی شناخته شده ای برای نسل نخستین انقلاب به شمار می رود در حالیکه برای
نسل جوان و نسل سومی چندان از وجهه ی روشن و آشکاری برخوردار نیست.سکوت ۲۰
ساله ی وی و دوری از محافل سیاسی معلوم نیست که چه اثراتی بر روند تکوین شخصیت
سیاسی َاجتماعی و مدیریتی اش داشته است و جالب اینکه وی در روزهای اخیر علل حضور
خود را احساس دین و وضعیت حاد کشور عنوان کرده است!


سوالی که اینجا مطرح می شود این است که واقعا اوضاع کنونی کشور از دوران سازندگی
واصلاحات حادتر است!!!!!
اما در روزهای گذشته میرحسین موسوی علی رغم اینکه خود را جدا از جبهه ی دوم خردادی
معرفی می کند جلساتی با احزاب مختلف دوم خردادی داشته که از آن جمله می تونیم به حزب
مشارکت و سازمان مجاهدین اشاره کنیم و آنها نیز حمایت خود را از موسوی اعلام کردند.
مجدد سوالی که اینجا مطرح می شود این است که موسوی با حمایت چنین اشخاصی می خواهد
وضعیت کشور را بهبود ببخشد !!! کسانی که سالهاست تیشه به ریشه ی این انقلاب می زنند
وحاضرن سر به تن کشور وانقلاب نباشه......
اما میرحسین موسوی باید این نکته رو مد نظر قرار بده که وضعیت کنونی کشور با دهه ی 60
بسیار متفاوته وکشور نیازهای به روزتری نسبت به گذشته داره....
در هر صورت اون چه که مسلمه اینه که هیچ کدوم از کسانی که در صحنه حضور دارند به نظر
بنده ی حقیر قصد خدمت به مردم و ادای دین به خون شهیدان عزیزمان را ندارند وهدف اونها
فقط کسب منافع خودشان است وبس....
به امید فرج صاحب اصلی انقلاب ورهایی بخش مردم از دروغ و دو رنگی...
التماس دعای فرج...


